تبليغاتX
تنها


تنها

 

واي باران
شيشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسي نقش تو را خواهد شست
آسمان سربي رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
ميپرد مرغ نگاهم تا دور
واي باران
باران
پر مرغان نگاهم را شست
خواب روياي فراموشي هاست
من شکوفايي گل هاي اميدم را در رويا ها مي بينم
و ندايي که به من مي گويد:
گر چه شب تاريک است
دل قوي دار
سحر نزديک است
باران
شيشه پنجره را باران شست


 

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 6:17 توسط فاطمه| |


Design By : Night Skin