تبليغاتX
تنها


تنها

 

گفتم از عشق تو من خواهم مرد
چون نمردم هستم پيش چشمان تو شرمنده هنوز
گر چه از فرط غرور
اشکم از ديده نريخت
بعد تو ليک پس از آن همه سال
کس نديده به لبم لبخند هنوز
گفته بودم که از دل برود يار چو از ديده برفت
سال هاست که از ديده من رفتي و ليک
دلم از مهر تو آکنده هنوز
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
گر که گورم بشکافند عيان مي بينند
زير خاکستر جسمم باقي است
آتش سرکش و سوزنده هنوز

حميد مصدق

نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 9:44 توسط فاطمه| |


Design By : Night Skin