تبليغاتX
تنها


تنها

 

وحشت از عشق که نه
ترس ما فاصله هاست
وحشت از قصه که نه
ترس ما خاتمه هاست
ترس بيهوده نداريم
صحبت از خاطره هاست
صحبت از کشتن نا خواستهء عاطفه هاست
کوله باريست پر از هيچ
که بر شانهء ماست
گله از دست کسي نيست
مقصر دل ديوونهء ماست
ما سرانجام ؛
سرانجام گرفتيم به هيچ
راهي کوچ به هيچستانيم
گله اي هست که از خود داريم
چاره اي نيست اگر انسانيم
درد ما مرگ تفاهم
غم ما کوچ محبت
غم ما تو بي کسي مردن و رسوا شدنه
اينم از عاقبت کارکه تنها شدنه

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 5:23 توسط فاطمه| |


Design By : Night Skin