تنها
ديگر نه لبخند هاي تو دلم را به لرزه وا مي دارد
و نه حتي گرماي دستانت
ديري است كه حرف هاي غم آلوده خود را
در دل پنهان مي كنم
باشد براي تو،
روز با تو بودن
بي خبر از آنكه
در تقويم عمر من
"روزي به نام روز با تو بودن نيست"
هم چاره همين است
بايد رفت رو به آن وسعت غم
كه همواره مرا همراه است
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت
18:19 توسط فاطمه| |
| Design By : Night Skin |


