تنها
آن يار کزو خانه ما جاي پري بود
سر تا قدمش چون پري از عيب بري بود
دل گفت فروکش کنم اين شهر ببويش
بيچاره ندانست که يارش سفري بود نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت
23:29 توسط فاطمه| |
| Design By : Night Skin |


