تبليغاتX
تنها


تنها

 

 

سلام
من چند وقتی مهمون وبلاگ فاطمه بودم ولی نمیخوام بیشتر از این حال و هوای وبلاگ قشنگشو تغییر بدم،
واسه همین خودم یه وبلاگ ساختم و خوشحال میشم به منم سر بزنید.
ممنون فاطمه جون که اجازه دادی مهمون وبلاگت باشم.
www.baaghe-arezooha.blogfa.com

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 16:42 توسط رویا| |


قرار ما به رفتن بود نگو چي شد نمي دونم
خودم گفتم تمومش کن خودم مي گم نمي تونم

نمي دونم کجا رفتم نمي دونم دلم چي شد
درست تو بدترين لحظه ببين کي عاشق کي شد

فقط حرفامو باور کن تقاص عشق تو کم نيست
بمون حواي من با من مگه عشق تو آدم نيست

تو خاکستر شدي با من دارم مي ميرم ازاين درد
بيا اين خونه اين کبريت تلافي کن ولي برگرد

من از آغاز اين قصه ازت چيزي نفهميدم
نمي دونم چرا حالا چرا اينجا تو رو ديدم

چه قد ديوونگي دارم تمام قلبم آشوبه
تو آرومي نمي دوني  چه قد ديوونگي خوبه

تمام قصه بازي بود تموم شد هيچ رازي نيست
کسي که روبروشي تو ازاينجا مرد بازي نيست

نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 12:52 توسط فاطمه| |


Design By : Night Skin