تنها
نمي دونم کجا رفتم نمي دونم دلم چي شد فقط حرفامو باور کن تقاص عشق تو کم نيست تو خاکستر شدي با من دارم مي ميرم ازاين درد من از آغاز اين قصه ازت چيزي نفهميدم چه قد ديوونگي دارم تمام قلبم آشوبه تمام قصه بازي بود تموم شد هيچ رازي نيست
قرار ما به رفتن بود نگو چي شد نمي دونم
خودم گفتم تمومش کن خودم مي گم نمي تونم
درست تو بدترين لحظه ببين کي عاشق کي شد
بمون حواي من با من مگه عشق تو آدم نيست
بيا اين خونه اين کبريت تلافي کن ولي برگرد
نمي دونم چرا حالا چرا اينجا تو رو ديدم
تو آرومي نمي دوني چه قد ديوونگي خوبه
کسي که روبروشي تو ازاينجا مرد بازي نيست
نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت
12:52 توسط فاطمه| |
| Design By : Night Skin |


